خلاصه داستان: مایکل، چوپانی منزوی، درگیر اختلافی قدیمی میان خانوادهی خود و همسایهشان میشود. مرگ چندین رأس گوسفند، این درگیری را به دشمنی خشونتآمیز و خونین تبدیل میکند. او در میان احساس گناه، خشم و گذشتهای که نمیتواند از آن فرار کند، باید تصمیمی سرنوشتساز بگیرد....
خلاصه داستان: یک جادوگر باستانی از شهر کوناتاپ به خاطر عشق به یک مرد فانی، قدرتهایش را کنار میگذارد. اما با آغاز جنگ و اشغال شهر توسط سربازان روس، زندگی آرام آنها به نابودی کشیده میشود. زمانی که معشوقهاش به طرز وحشیانهای به قتل میرسد، جادوگر دوباره قدرتهای خود را بازیابی میکند تا انتقام سختی از دشمنانش بگیرد.
خلاصه داستان: پس از باران داستان دکتر صادق مهرپرور و همسرش ستاره سالاری است که وقتی عازم شمال ایران (گیلان) میشوند در یک تصادف رانندگی کشته میشوند و فرزندانشان (مرضیه و مسعود) از آنجایی که به این مرگ مشکوک هستند جهت بررسی بیشتر به شمال سفر میکنند، هرچه از سفرشان در شمال میگذرد آنها از راز خانوادگیشان اطلاعات بیشتری بهدست میآورند. این اطلاعات به نقل از مادربزرگشان شهربانو نقل میشود.
خلاصه داستان: لانگ ( با بازی جکی چان ) بخاطر تبانی برادرش با باشگاه رقیب ( که باعث پیروزی آنها میشود ) تحقیر شده و سرافکنده میشود . او تصمیم میگیرد تا باشگاه محل اقامتش را ترک کند تا برادرش را یافته و با دستگیری گروهی اوباش ، شرافت خود را باز ستاند و راه را برای بازگشت برادرش همراه سازد ولی ...
خلاصه داستان: هری آپ، کارآگاه بیکار، موظف می شود تا در ازای دریافت دستمزد ناچیز، به عنوان محافظ و به مدت ۳ روز پیرزن و خرگوشش تئو را تا سوئیس همراهی کند. از طرفی هم ۲ سارق تابلوی تاریخی در لباس کشیش، قصد خروج از فرانسه و حراج آن در سوئیس دارند. سارقها که برای مخفی کردن تابلو راهی جز اختفای آن در قفس خرگوش پیدا نمی کنند ...
خلاصه داستان: محسن تابان بعد از ازدواج با آهی، راهی سفر میشوند. در جاده، پلیس مشغول بازرسی اتومبیلها میباشد تا سارقینی را که موجودی صندوق یک کارخانه را با خود بردهاند دستگیر کند. اما سارقین با استفاده از یک لحظه غفلت محسن، ساک محتوی پولها را در باربند ماشین آنها جاسازی میکنند. در جاده ساک از روی باربند میافتد و ماشین بعدی که سرنشینان آن زن و شوهر جوانی هستند ساک را به محسن و آهی تحویل میدهند. محسن و آهی بعد از مستقر شدن در یک هتل تازه متوجه شباهت ظاهری ساک میشوند.
خلاصه داستان: حاج عنایت، مرد شصت ساله ثروتمندی، قصد فروش خانه بزرگ و قدیمی اش را دارد که با مقاومت همسرش روبرو میشود. عنایت در آژانس املاکش با دختر از فرنگ برگشته ای به نام دنیا آشنا میشود که خواهان خریدن خانه قدیمی اوست. عنایت او را راضی میکند در یکی از آپارتمانهایی که ساخته مستقر شود تا اگر معامله او با مشتری اول سرنگرفت، خانه را به دنیا بفروشد. عنایت که به دنیا علاقهمند شده، همسر و دخترش را برای زیارت یکماهه به سوریه میفرستد...
خلاصه داستان: محمدجواد حلیمی کارمند ساده دولت، پس از سالها اجاره نشینی با زدن از نان شب خانواده اش آلونکی در حاشیه پایتخت به نام هرت آباد دست و پا میکند. در شب دوم سکونت دزد به خانه آنها میزند که حلیمی وی را دستگیر میکند. او قصد دارد دزد را تحویل مقامهای پاسگاه دهد که اهالی منطقه منعش میکنند. حلیمی که پیرو قانون است دزد را به پاسگاه میبرد اما ...
خلاصه داستان: سیامک (ابوالفضل پور عرب) و دیبا (هدیه تهرانی)؛ نادر (امین حیایی) و رؤیا چهار جوان هستند که دست به سرقتی بزرگ از یک مراسم عروسی اعیانی میزنند؛ سیامک جواهرات سرقت شده را پیش نسرین(عسل بدیعی) که قصد دارد با او ازدواج کند؛ امانت میگذارد؛ از آن طرف دیبا هم روزگاری ماجرایی عاشقانه با سیامک داشته و هنوز هم عاشق اوست؛ شرکای سیامک به همراه سیامک به سراغ نسرین میروند؛ اما نسرین را نمییابند؛ نسرین جواهرات را در شرکتی که در آنجا کار میکند مخفی میکند...
خلاصه داستان: کارلوس و النا، زوجی که در آستانهٔ طلاق هستند، پیش از امضای نهایی مدارک، با فردی غیرمنتظره و عجیب مواجه میشوند که به آنها پیشنهادی شگفتانگیز میدهد: سفری در زمان. این تجربهٔ خارقالعاده به آنها فرصتی میدهد تا نگاهی دوباره به گذشته، حال و آیندهٔ رابطهشان بیندازند و درک عمیقتری از احساسات و تصمیمات خود پیدا کنند....